خرید بک لینک

مولتی میلیاردر پاکستانی با پسرش توی زیر دریایی تفریحی 1 نشست.

بعد از آنهمه مشغله ی کاری دلش یک تفریح جانانه میخواست.

نیم میلیون دلار پول بلیط زیردریایی فدای یک تار موی پسرش.

به زعم خودش چیزی جز تماشای بازمانده های تایتانیک معروف در زیر اقیانوس نمیتوانست غبار تکرار را از روزمرگی زندگی اش بیرون بکشد.

زیر دریایی پایین رفت...پایین و پایین تر....

...

تایتان در آخرین ساعات زندگی هراس الود و دهشت بارشان، تابوت آرزوهای مرد ثروتمند پاکستانی و پسرش شد...

درست در ساعاتی که مرد فقیر بنگلادشی بخاطر بیکاری اجباری داشت کنار پسرش در خرابه ی کنار حلبی آباد خانه شان، با سنگ قوطی های خالی را میزد و هر دو قاه قاه از ته دل می خندیدند...

...

زندگی همینقدر عجیب است...

.

پ.ن: فی البداهی بدون ویرایش

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 16:43

صفحه بندی