خرید بک لینک

الماس، وقتی کشف میشه، تکه ای سنگ زمخت و معمولیه. قیمتش هم بالا نیست. سنگ رو میدن به الماس تراش تا تراشش بده. الماس با تراش قیمت میگیره و ارزش واقعی پیدا می کنه. هنر الماس تراش، به سنگ الماس ارزش میده. حالا نگاهی به آدمها و شرایط دور و برت بنداز، ترکیب آدمها و موقعیتهای سخت، میشه الماس تراشِ تو. گرفتی؟

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 14:42

یک بار وسط دویدن های زندگی ترمز کردم.و بعد آرام آرام رفتم روی دنده خلاص. عالی بود...محشر بود...باشکوه بود......زندگی خیلی چیزهای قشنگ دارد که فقط در دورِ کُند،خودشان را نشان می دهند.آن وقت میفهمی که هیچ چیز نسبت به گذشته ذره ایتغییر نکرده است...این تویی که مثلا بزرگ شده ای.این تویی که به جای زی زی گولو و باخانمان و خاله بازی یا توپ بازی،ذهنت را با مفاهیم چندش آوری مثلدلار و چک و تورم و فلان حزب سیاسی پر کرده ای.زندگی هنوز زیباستیک بار وسط دویدن های زندگی ترمز کردم.و بعد آرام آرام رفتم روی دنده ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 14:42

یادش بخیر میگفت:آدم باید جنس شناس باشه جنس خوب که گیر آورد، محکم بهش بچسبه. ولش نکنهوگرنه جنس خراب، عاقبت، از پا درش میاره....راست میگفت‌‌‌دوستی داشتم که یک عمر با عادت های ناجور سر و کله زده بودخسته بودداغان بودمثل هزاران نفر آدم دیگرعاقبت یک روز گذرش به حرم حضرت عبدالعظیم افتادهمان شابدولعظیم خودمانو بعد..به دهانش نه، به دهان دلش مزه کردجنس خوبش را پیدا کرده بودزیارت نمیکردزیارتنامه نمیخواندنماز مستحبی نمیخواندهمانطور میرفت سلامی میداد و داخل حرم میشدیک گوشه مینشست و وا میرفتشل میشدرها میشد..ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 14:42

هر آدمی یک بار فروپاشی رو تجربه می کنهاگر نتونه دوام بیاره، شخصیتش پاره پاره و مثل آینه ی هزار تکه میشه، هرگز نمیتونه با خودش کنار بیادو تا ابد منفعل و گیج باقی خواهد موند. هرگز هدف واقعیزندگیش رو پیدا نمیکنه و مرگش پر از حسرت خواهد بود...اما اگر دوام بیاره.( قانون فروپاشی میگه به مو میرسهولی پاره نمیشه). در اون صورت مثل آهن آبدیده میشه.شاید خیلی ها قضاوتش بکنن. شاید از نگاه خیلی ها زندگیمثلا باشکوهی نداشته باشه، اما او در فوق العاده ترین حالتممکن داره زندگی میکنه. حالت به اتحاد رسیدن روح و جسمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 14:42

تا زمانی که هدف از زندگیت رو پیدا نکنی، سرگردونی

ثروتمند باشی یا فقیر

مینویسم چکاره ای...

دکترا داشته باشی یا سیکل

هیچ فرقی نداره

این درد تمام آدمهای دوران ماست

ببین توی دنیا دقیقا چکاره ای

کار تو ربطی به جسمت نداره. کار واقعی تو باید

به روحت خوراک بده نه شکمت

باید بالا تنه ت رو سیراب کنه نه پایین تنه ت رو

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 14:42

ما از گِل خلق شدیم. برای همین از روز اول شل و ول بودیم.

هم جسمی و هم روحی. حالا در تمام طول دوران زندگی

می نویسم پخته گی...

همه چیز طوری چیده شده که پخته شویم.

گِل باید پخته شود، وگرنه با نوک انگشتی له می شود.

وقتی حرارت زندگی ات بالا رفت، از کوره در نرو.

داری پخته می شوی. گاهی اوقات یواش یواش و با تجربه های

تلخ و شیرین و گاهی با اتفاقات و شوک های بزرگ.

پخته گی تقدیر ماست.

دوام که بیاوریم، خوب چیزی ازمان ساخته می شود...

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 14:42

مجلس که گرم می شود پاک یادمان می رود که مهمانیم.بساط خورد و خوراک که جمع شد، باید بلند شویم برویم. نرویم، می برندمان.خودت را زیاد درگیر بقل دستی هایت نکن.این لباس های شیک رابعد از مهمانی از تنشان می کنند.زیر پوشهای پاره و پیژامه های عرق کرده باقی می مانند.‌مهمانیم.دو لقمه نانت را بخور و برخیز...#دنیاپ.ن:۱. همسایه پرسیدید، این هم پاسخ شما۲. همسایه(هیچکس)، از شما بی خبرم. ادرس وبلاگتون رو فراموش کردم.‌ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 14:42

من سالهاست که چیزی برای کسی ننوشته ام...من سالهاست که چیزی ننوشته ام...من سالهاست که ننوشته ام...اما یک روز که برای اولین بار به آتلیه ی نقاشیِ دایی سر زدمجای یک تابلو خالی بودتابلویی از توتابلویی که وجود دلربایت را به تصویر بکشد...و من بنشینم به نوشتن زیبایی های بی پایانش...کتابی خواهد بودکتابی که هیچ کس آن را نخواهد خواندچون آن را در عمیق ترین گنجه ی وجودم دفن خواهم کردو روزی که فرشتگان برای خواندن نامه ی اعمالم می آیندآن را پیش رویشان خواهم گذاشتو خوب میدانم که ان روزآنقدر اشک خواهند ریخت که آتش جهنم خاموش خواهد شد...من بهشتی نیستماما تو معجزه ی اتش سرد و سلامتی برای من... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 8 مرداد 1403 ساعت: 16:11

بخواهی یا نخواهی من و تو به هم گره خورده ایماصلا من آن سوی دنیا باشم و تو این سوی دنیامیدانم که قرار نیست ببینمتمن تو را میخوانمکلمه به کلمهسطر به سطرخدا هم نقطه ضعف مرا می دانستاز همان ابتدا زیبایی را از چهره ات برداشت و روی قلمت گذاشتخدا از سالها پیش خوب میدانست که روزی میرسد که از همه یصورتهای زیبا بیزار میشوممن نه، که دلمدلم از آدمها یک چیز بیشتر میخواستچیزی بالاتر از چشم و ابرو و لبراستش را بخواهیتازه فهمیده ام که دلم همانی را میخواست که فقط تو داریمن قلبت را نمیخواهمقلمت را به من بدهمیگویی خشکیدهاما من با تمام وجودم دعا میکنم که خدای بزرگ باز هم ان اکسیر شگفتی آفرین و معجزه گر را از اعماق وجودت بجوشاند و از قلمت بیرون بریزدمن تشنه امو فقط اوست که میفهمد معنای تشنگی راخداونداسیرابم کن... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 17:39

عادت نداشتم به نگاه کردن به چشمهای دیگران. سخت بود اما عادت کردم. حالا آدمها را خیلی خیلی بیشتر میشناسم. اما حس میکنم خودم یکی از آنها شده ام. کار و بارم روی غلتک افتاده. اما دیگر خلوت و تنهایی ام را ندارم. دارم کم کم از مدلسازی سرد میشوم. احتمالا اگر بخاطر بچه های حصه نبود تا الان به طور کلی کنار گذاشته بودمش. آدم ها...هرچند شاید این تصوری بیش نباشد. اما وقتی به وبلاگ بانوی شاعری که سالهای دور میشناختنش زدم، دیدم که او هم توی همین زندگی و میان همین آدمها غرق شده است. غرق شدن زیاد چیز خوبی نیست. برای همین سعی میکنم ریسمان ارتباطم را با بچه های حصه قطع نکنم. میخواهم همچنان کودک درونم را زنده نگه دارم. برای روز مبادایی که موج آدمهای خوش قلب، تمام جهان را در می نوردند.... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 16:43

مولتی میلیاردر پاکستانی با پسرش توی زیر دریایی تفریحی تایتان نشست.بعد از آنهمه مشغله ی کاری دلش یک تفریح جانانه میخواست.نیم میلیون دلار پول بلیط زیردریایی فدای یک تار موی پسرش.به زعم خودش چیزی جز تماشای بازمانده های تایتانیک معروف در زیر اقیانوس نمیتوانست غبار تکرار را از روزمرگی زندگی اش بیرون بکشد.زیر دریایی پایین رفت...پایین و پایین تر.......تایتان در آخرین ساعات زندگی هراس الود و دهشت بارشان، تابوت آرزوهای مرد ثروتمند پاکستانی و پسرش شد...درست در ساعاتی که مرد فقیر بنگلادشی بخاطر بیکاری اجباری داشت کنار پسرش در خرابه ی کنار حلبی آباد خانه شان، با سنگ قوطی های خالی را میزد و هر دو قاه قاه از ته دل می خندیدند......زندگی همینقدر عجیب است....پ.ن: فی البداهی بدون ویرایش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 16:43

سریال آکتور را که دیدم، مجذوبش شدم.

انگار منطق ناگفته ی کشف شده ی زندگی ام را به تصویر کشیده بود.

اینکه هر روز بین آدمها اتفاقات تازه ای می افتد که آینده شان را ۱۸۰ درجه تغییر می دهد.

اجرای خوب همیشه نتیجه ی باور نکردنی به همراه دارد...

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 16:43

طرح استفاده از نیروی گریز از مرکز در ابتدا در سال ۱۸۰۹ میلادی، توسط فردی انگلیسی به نام Anthony Eckhard ارائه شد و اولین استفاده صنعتی از آن در سال ۱۸۴۸ میلادی در بالتیمور به منظور تولید لوله چدنی صورت گرفت. همگام با پیشرفت علم و صنعت از سال ۱۸۹۰ میلادی، پیشرفتهایی در روش ریختهگری گریز از مرکز آغاز گردید که در سالهای ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۸ میلادی، منجر به ساخت ماشین De- lavaud توسط De- lavaud برزیلی گردید.

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: جمعه 27 ارديبهشت 1398 ساعت: 12:39

فروش ویژه دستگاه های ریخته گری گریز از مرکز (ساتریفیوژ) پیشرفتهسرعت و عملکرد بالاحجم کم دستگاه و نیاز به فضای کاری کمتولید اجسام از ۱ میلیمتر تا ۳۰ سانتی مترتولید انواع یراق آلات کیف و کفش انواع یراقادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: جمعه 27 ارديبهشت 1398 ساعت: 12:39

با توجه به تحریم ها و بالا رفتن قیمت اقلام وارداتی و ممنوعیت واردات . دستگاه های ریخته گری گریز از مرکز قابلیت تولید 90% از اقلام وارداتی را داراست وهمچنین با این دستگاه به روز، بازار کار بهتر و مطمعنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: جمعه 27 ارديبهشت 1398 ساعت: 12:39

صفحه بندی